روزهای تلخ بی تو بودن (آواره)

شیطان خیلی وقته فریاد میزنه ، آدم پیدا کنید ، تا بهش سجده کنم

+ شهید......................

صدای پای سربازان خسته ی از جنگ برگشته

همراه با آهنگ تلخ فریادشان

که برای همرزمان شهیدشان زمزمه میکنند

از دور بگوش می رسد....

از آن مسیر جاده گرد و خاک غلیظ بسمت روستا در حرکت است

آفتاب داغ تابستان امان همه را بریده

عطش بر لبها و کینه در چهره های زخمی سربازان نمایان است

و زن روستایی با شهید زاده ای بر پشتش

و شهید نطفه ای در شکم.......

پر کینه..... پر خشم

ایستاده بر نعش مرد شهیدش

در عبور سربازان.....

و صدای کوچک شهید زاده که پدرش را فریاد میزد

در زیر پای سربازان خفه شد

و نگاه خیسش بر نعش پدر خیره ماند.....

                                         حسن آواره 92/4/16

نويسنده : ; ساعت ٩:٠۱ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/٤/۱٦
تگ ها: سربازان و روستا و عطش و نعش
comment نظرات () لينک