روزهای تلخ بی تو بودن (آواره)

شیطان خیلی وقته فریاد میزنه ، آدم پیدا کنید ، تا بهش سجده کنم

+ بیاد آن سالهای دور

دیروز یک شعر زیبا از طرف یکی از رفقا

به گوشیم ارسال شد که بنظرم خیلی

زیبا و تاثیر گذار بود و یاد سالهای مدرسه

و بچگی و شیطنتهای اون موقعها رو برام

زنده کرد.و برای مدتی منو به اون سالها برد

دلم نیومد که این شعرو اینجا نیارم

بدون توضیح دیگه ای راجع به اون ...می نویسمش

تا هر آدم اهل دلی از خوندنش لذت ببره......

اولــین روز دبــستـان یاد باد

روزگار شاد و خندان یاد باد

درســهای سال اول ساده بود

آب را بـابـا به سارا داده بود

درس پند آموزروباه وخروس

روبه مکار و دزد و چاپلوس

با وجود سوز وسرمای شدید

ریزعلی پیراهن از تن میدرید

تا درون نیمکت جا می شدیم

ما پرازتصمیم کبری می شدیم

کاش هرگززنگ تفریحی نبود

جمـع بودن بود وتفریـقی نبود

کاش می شد باز کوچک می شدیم

لا اقـل یک روز کودک می شدیم

 

                    92/7/2

نويسنده : ; ساعت ٩:٥٧ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/٧/٢
comment نظرات () لينک