روزهای تلخ بی تو بودن (آواره)

شیطان خیلی وقته فریاد میزنه ، آدم پیدا کنید ، تا بهش سجده کنم

+ وا مانده

عشق ناکام جوانی را به گور خواهم سپرد

روزهای زندگانی را به گور خواهم سپرد

لحظه های تلخ و شیرین از پی هم می روند

خاطرات  نوجوانی را به گور خواهم سپرد

راز عشقت تا ابد جا کرده است در سینه ام

آنچه هرگز تو ندانی را به گور خواهم سپرد

آسمان، خون گریه کن از غصه دق کرده دلم

غصه های زندگانی را به گور خواهم سپرد

آه چه شبها از فراغت ناله ها کردم ز درد

نا له های جاودانی را به گور خواهم سپرد

هیچکس از حال و روز خسته ام آگه نبود

عشقهای آسمانی را به گور خواهم سپرد

در دلــم داغ فــراق یار آتــش مـی زند

درد دلهای نهانی را به گور خواهم سپرد

هیچ می دانی که من وامانده ام در راه عشق

یادگار عهد فانی را به گور خواهم سپرد

در ره عشقت،جان دادن چه شیرین است ولی

شور وشوق جانفشانی را به گور خواهم سپرد

بی گل رویـت تـمام عــمر در تاب و تـبم

بعد تو این زندگانی را به گور خواهم سپرد 

        حسن آواره 90/10/17

این غزل جدیدم یاد آور تمام گذشته های من می باشد        

نويسنده : ; ساعت ٢:٤۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱٠/۱٧
تگ ها: گور و راز عشق
comment نظرات () لينک