روزهای تلخ بی تو بودن (آواره)

شیطان خیلی وقته فریاد میزنه ، آدم پیدا کنید ، تا بهش سجده کنم

+ ضجه ی مادر

ضجه ی مادر صدای جان سپردن بود که در دهلیز می پیچید

ضجه ی مادر صدای سرد مردن بود که در پاییز می پیچید

برادر گفت حدیث گرگ و انسان است

برادر گفت حدیث دشنه و جان است

تنم لرزید

دلم را خشم و خون پر کرد

برادر گفت

برادر مرد میدان است

برادر اسب خود زین کرد

برادر زد به کوهستان

سلام ای خشم روز افزون

خداحافظ برادر جان

هجوم باد و باران بود و پاییزی که خونین بود

برادر خشمی خون پدر

بر خانه ی زین بود

برادر رو به فصل شرق

مؤذن بر فراز بام

پدر بر خون خود خفته

سپیده می دمد آرام

سپیده می دمد آرام....

نويسنده : ; ساعت ٧:٠٥ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/٩/۱٩
comment نظرات () لينک