روزهای تلخ بی تو بودن (آواره)

شیطان خیلی وقته فریاد میزنه ، آدم پیدا کنید ، تا بهش سجده کنم

+ جوانی

 زندگی همچون جاده ایست... که تمام مسافرانش

خواه ناخواه ، از آن عبور می کنند

اول و مبدأ این جاده‌ ، کودکی

وانتهای آن ، پیری و تنهایست

و جوانی... منزلگه ایست در بین جاده ی پرفراز و نشیب زندگی

جوانی زیباترین، سر سبزترین و با صفاترین، محلی است

که مسافران زندگی تمام خوشی و عیش و لذت

و تمام خاطرات زیبا و ماندگار سفرشان را در آن محل تجربه می کنند

جوانی ، گردشگاهی است

که آنرا فقط یکبار می توان در جاده ی زندگی دید

ای کاش بتوانیم  قدر آن جا را بیشتر بدانیم

چون اگر از آن بگذریم و دور شویم

به هیچ طریقی نمی توان به آنجا برگشت

چون آن جاده ، راهی است غیر قابل برگشت....

و بدان اگر نتوانی از جوانی بهره ای ببری

جز حسرت و افسوس چیزی برایت به جا  نمی ماند

و از گذرگاه  جوانی که بگذری

پیش رویت فقط جاده ایست ، بسوی کلبه ی متروکه ی پیری

و...غروب این جاده چه دلگیر است....

روح با با طاهر شاد که جوانی را اینگونه وصف کرد

بهـار آمـد به صـحرا و در و دشــت

جــوانـی هـم بهاری بـود و بگـذشت

سـر قـــبـر جــــوانـان لالــه رویــه

دمــی که روحشان آیین به ُگلگشت

                               حسن آواره  91/11/25

نويسنده : ; ساعت ۸:٢۸ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۱۱/٢٥
comment نظرات () لينک