لالایی

بیـا مـادر کـــنار بــستر مــرگم

بیا مادر که امشب سخت دلتنگم

بیا مادر که من بی طاقتم امشب

زدرد و رنج شکسته قامتم امشب

رسیده لحظه ی تلخ وداع کردن

دل از دنیا و از این عشقها کندن

بیــا مـادر کــنار بــسترم بــنشین

که مردن در کنار تو بود شیرین

خــدا داند که از اینجا چه دلتنگم

تـمام عــمر ایـن دنیا زده ســنگم

دلم پر میکشد هر لحظه سوی تو

چه خوشحالم که می آیم بسوی تو

بــکش دستت به پــیشانی من مادر

کــه تـا آرام بــمیرم ایـن دم آخــر

بــرای مـن بـخوان لالایـی رفــتن

چه زیبا می شود در پای تو مردن

همه شــعرم برای توست ای مادر

سر و جـانم فــدای توست ای مادر

همه اشکم برایت روزوشب ریــزد

بیــادت آتشــی از دل بپــا خــــیزد

نوشته حسن آواره  93/12/17

در دومین سالگرد پروازت

ای عزیزترینم....ای مادرم ...

یادت را گرامی میدارم                 

      

 

/ 0 نظر / 8 بازدید