وصیت یک عاشق

بعد مرگم  جملگی همت کنید        

سنج و دمام بین خود قسمت کنید

دور نعش این حقیر حلقه زنید

سنج و دمامی بیاد من زنید

گریه ها از بهر من کمتر کنید

از بدیهای حسن گذر کنید

جسم بی جان مرا در گوشه ای

در  درون آبادان خاکش کنید

سالها از آبادان دور بو ده ام

از جدایی همچو مجنون بوده ام

کاش بعد مرگ بیایم سوی تو

عقد ه ای گشتم من از دوری تو

شهر افسانه ایم ای آبادان

دوست دارم من تو را از دل و جان

بر سر سنگ سیاه گور من

بنویسید که عاشق بود حسن

عاشق و دیوانه ی آن خاک خوب

شهر شط و نخل و گرمای جنوب

دوست دارم من تو را ای آبادان

ای به قربان تو شهر جاودان

بستگان ای آشنایان عزیز

پیکرم در زیر خاکها ریز ریز

ای رفیقان ای عزیزان الوداع

بهر شادیم بخوانید یک دعا

 

                             حسن آواره 90/10/10

 

/ 9 نظر / 57 بازدید
نازی

سلام قلم زیبایی دارید بیشتر بنویسید

shaghayegh

Manam esalatat jonobi hastam neveshtehatoon man ro yad gozashteha mindazeh

شقایق

سلام وب قشنگی دارید من هم اصالتا جنوبی هستم نوشته های شما من رو به یاد قدیم می اندازه

شقایق

سلام وب قشنگی دارید من هم اصالتا جنوبی هستم نوشته های شما من رو به یاد قدیم می اندازه

elena

چـقـدر خـوبـه یـکـی هست یـکـی هست کـه بـغـلـت کـنـه سـرتـو بـزاری روی سـیـنـش آرومـت کـنـه حـُرم نـفـس هـاش تـنـت ُ داغ کـنـه عـطـر دسـتـاش مـوهـاتـو نـوازش کـنـه چـقـدر خـوبـه چـقـدر خـوبـه کـه آروم دم گـوشـت بـگـه غـصـه نـخـوری هـا من دوسِت دارم.

کاوه

ولک پ نیستی کی اذیتت کرده مو اینجام بگو تا ترتیبشو بدیم با بچه ها اگه تو آپ نکنی ما آپش میکنیم جان خودت یه نشونی بده

حسن آواره

مخلص عامو کاوه و تمام همشریهای عزیز و تمام عزیزایی که با نظراتشون به مو یه حس خوب می دن و انگیزمو برا نوشتن بیشتر می کنن مخلص همتون هستم و ارادت به همتون....

بهار

[نیشخند][نیشخند]من اومدم اخای حسن اواره اخا