من و خدا

خدایا :

نوکرتم...خیلی میخوامت...خیلی دوستت دارم

خدای من لحظه ای نیست که بهت فکر نکنم

خدا ی نازم... تو خیلی خدایی...

بابت همه خوبیات، مهربونیات، با حالیات، ازت ممنونم

من از اینکه تو یه مورد به تو شباهت دارم خیلی خوشحالم

میخوام بگم و پز بدم تا همه آدما بدونن...

که من ، تو یه چیز شبیه توام

اون... فراموشیه... که هم من دارم هم تو

من بدبخت فقط... تو فراموشی شبیه تو ام

چون هر روز صبح.......که می شه

من تمام خوبیای تو رو.......

و تو هم مثل همیشه بدیهای منو فراموش میکنی

تا یه فرصت دیگه بهم بدی

اما... افسسسسسسسسسوس

                                  نوشته : حسن آواره

/ 4 نظر / 8 بازدید
سمیه

متن قشنگی بود البته من فکر نمیکنم ما مثل خدا بتونیم فراموش کنیم چون او فراموش میکنه و بخشنده و مهربونه اما ما به ظاهر فراموش میکنیم اما ته ته دلمون و تو ناخداگاه ضمیرمون نمی بخشیم

شایا

سلام عمه بلقیس تو بیشتر دوست دارم

sahar

وبت قشنگه داداش مرسی که بهم سر زدی بازم بیا وبم[گل]

سارا

سلام بله درست حدس زدید ما خوزستانی هستیم .وبلاگتون جملات جالبی داره اما اون چاقویی که تو قلب خورده خیلی فضای غم انگیز وبدی رو به وجود آورده وبا روحیه آدم سازگار نیست